یک روایت واقعی؛
اینجا بیمارستان کامکار قم است
14 اسفند 1398

اینجا بیمارستان کامکار قم است

کلانشهر: او سرفه خشک می‌کرد توی ماسک پارچه‌ای، و من داشتم دست‌هایش را نگاه می‌کردم، رگ‌هایش مثل شلنگ سرم بودند، متورم، پوست انگشت‌هایش خشک بودند. نازک. من را یاد پاهای جوجه رنگی‌های دم عید می‌انداختند.

دایرکت را باز کردم. رفیقم نوشته ...